چرا نوآوری مهم است؟
در عصر امروز که سرعت پیشرفت فناوری ها روز به روز در حال افزایش می باشد، سازمان ها برای بقا و رشد خود راهی جز منطبق کردن خود با تغییرات محیط پیرامون خود ندارند. موفقیت سازمان ها عمدتا ریشه در نوآوری دارد. مزیت رقابتی می تواند ناشی از اندازه، مالکیت دارایی ها و مانند آنها نیز باشد. اما این الگو (مزیت رقابتی بر خواسته از نوآوری) بیش از پیش به نفع سازمان هایی تغییر می کند که می توانند از دانش و مهارت های فناورانه و تجربه برای ایجاد نوآوری در محصولات خود (اعم از کالا یا خدمت) و نیز روش های توسعه و عرضه آنها استفاده کنند.
نوآوری نه تنها در سطح بنگاه، بلکه به شکلی فزاینده به عنوان رشد اقتصاد ملی اهمیت یافته است. بامول در کتاب اخیر خود گفته است: “تقریبا هر رشد اقتصادی که بعد از قرن هجدهم رخ داده به گونه ای در نوآوری ریشه دارد”
نوآوری در حال تبدیل به یک مولفه کلیدی در سیاست گذاری اقتصادی است؛ بطور مثال دفتر علم و نوآوری انگلستان نوآوری را موتور اقتصاد مدرن می داند که ایده ها و دانش را به کالا و خدمت تبدیل می کند. یکی از پایگاه های اینترنتی دولت استرالیا نیز چنین می نویسد: شرکت هایی که برای نوآوری سرمایه گذاری نمی کنند آینده خود را به خطر می اندازند و اگر به دنبال راه حل هایی نوآورانه برای مسائل نباشند، احتمال موفقیت کسب و کار آنها اندک است.
ماهیت نوآوری به گونه ای است که اساسا به کارآفرینی مربوط می شود. مهارت کشف فرصت ها و خلق روش های جدید برای بهره برداری از آنها در کانون فرایند نوآوری جای دارد. کار آفرینان مخاطره جو هستند، اما هزینه پیشبرد یک ایده ناب و منافع بالقوه موفقیت در انجام کاری متفاوت را نیز در نظر می گیرند به ویژه اگر قرار باشد بازیگران فعلی بازی نیز وارد ماجرا شوند.
بهره برداری از قدرت تفکر کارکنان در تویوتا
چرا برای خودروسازان جهانی (بالاخص آمریکایی!) تنگ کردن عرصه برای تویوتا اینقدر دشوار است؟ چرا که 20 سال است تلاش می شود قواعد مدیریتی رادیکال از قلب این شرکت خارج شوند. برخلاف رقبای غربی، معتقند که ارزش کارکنان شان بیشتر از چرخ دنده های بی روح ماشین است و می توانند نوآور، مشکل گشا و پیشگام در ایجاد تغییر باشند. تویوتا ابزارها، مهارت ها و مجوزهایی را در اختیار کارکنان عادی خود قرار می دهد که در آن ها امکان حل مشکلات حتی قبل از پدید آمدنشان را ایجاد می کند: اینچنین میشود که تویوتا سال به سال به شرکت سخت تری برای رقابت تبدیل می شود و این است قدرت مدیریت. هرقدر شیوهی مدیریتی در پیش گرفته شده خلاف عرف و متفاوت باشد، رقبا مجبور خواهند بود زمان بیشتری را برای کشف آن سپری کنند.
نوآوری مدیریت چیست؟
مدیریت نوآوری می تواند دوری از قوانین، فرایندها و شیوه های مدیریت سنتی و یا فرم های سازمانی مشتری محور که در شیوه ی مدیریت تاثیر می گذارند، تعریف شود. در بیان ساده: مدیریت نوآورانه شیوه انجام فعالیت های مدیریتی را تغییر می دهد، فعالیت هایی متدوال همچون:
1- هدف گذاری و برنامه ریزی
2- انگیزه بخشی
3- هماهنگی و کنترل فعالیت ها
4- ارزیابی و تخصیص منابع
5- ایجاد و تقویت روابط
6- کشف و توسعه استعدادها
7- درک صحیح از میزان تقاضا و …
در سازمان های بزرگ تنها روش برای تغییر نحوه کار مدیران، بازآفرینی فرایندهای کاری آنان است. فرایندهای مدیریتی مانند برنامهریزی استراتژیک، بودجه بندی، مدیریت پروژه، استخدام و ترفیع، توسعه اجرایی، ارتباطات درون سازمانی، مدیریت دانش و … مواردی هستند که مدیریت را به فعالیتی روزمره تبدیل می کنند: اینجاست که نوآوری مدیریت این فرایندها را هدف قرار می دهد.
منبع : mashrooh.com
موضوعات مرتبط: مهارت آموزی