مناجات
خدایا ! چه احساس شکوهمندی است هنگامی که من تشنه لب
بر سر چشمه بیایم تا جرعه ای آب بنوشم، ببینم که آب هم تشنه
است و وقتی من او را می نوشم، او هم مرا بنوشد...
پروردگارا ! یاری کن بین من و درس و شاگردانم چنین حالتی باشد.
یزدانا ! مرا کمک کن تا شاگردانم را به این باور برسانم که...
از آغاز هر درس، که مبهم است، نترسند.
این فضای مبهم را طبیعی بدانند و از آن لذت ببرند.
زیرا سرآغاز همه چیزها مبهم و ابر مانند است،
اما نه سرانجام آن ها...
زندگی و هرچه زنده است، از مه ، آغاز می گردد، نه از بلور...
و کیست که نداند بلور همان مه خشکیده است...؟
موضوعات مرتبط: آیات واحادیث ،جملات زیبا و شعر
تاريخ : سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ | 0:18 | نویسنده : گلزار آذران |