این هم یک شعر در مورد ریاضی
...
شنو از دانشي كه بي كران است شگفتي ها دراين دريا نهان است
رياضي مثل يك قوي سبكبار به نرمي بر روي هستي روان است
درخشنده تراز یک قرص خورشید فروغش بین دانش ها عیان است
دونده همچو آهوي سبك پی به باغ علم و دانش او دوان است
هماره غرق گلهاي بهاری علوم پايه را بي او، خزان است
نگهدار حريم علم و دانش علوم پايه گله ، او شبان است
حسابان درگلستان رياضی بسي خرم چو يك سرو چمان است
مكان هندسي بسيار زيباست تو گويي باغ زيباي جنان است
عروسي همچو مشتق در حسابان به مثل دلبري ابرو كمان است
نسيم جانفزاي كاكل حد دواي درد جمله عاشقان است
توپولوژي نخستين درس زيبا جميل و نوبرو خيلي جوان است
حساب،ديفرانسيل چون مرمرناب شكيل و صاف و زيبا و گران است
وجود هندسه چون مخمل نرم حرير و سندس وبرد يمان است
مثلث با سه ضلع ساده بنگر هزاران دايره در وي نهان است
دواير همچو خون سرخ ، جاری درون پيكرش دايم روان است
نقاط و صفحه و خط و فضا را براي هندسه چون جان جان است
درون كشور اشكال و احجام شهي مانند نقطه حكمران است
شعاع دايره همراه خوبان وتر با مركز و قطر و كمان است
بيا چون دايره گردنده باشيم كه رقص او چو رقص مهوشان است
شعاع و مركز و قطر و وترها براي دايره گوش و زبان است
موضوعات مرتبط: ریاضی زبان فیزیک
تاريخ : جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ | 15:17 | نویسنده : گلزار آذران |