پشت سرم حرف بود حدیث شد! می ترسم آیه شود!

سوره اش کنند به جعل! بعد تکفیرم کنند این جماعت نا اهل!

قبل از این که بیایی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی . کفش های من را بپوش و در راه من قدم بزن .از خیابان ها، کوه ها و دشت هایی گذر کن که من کردم . اشک هایی را بریز که من ریختم . دردها و خوشی های من را تجربه کن . ... سال هایی را بگذران که من گذراندم روی سنگ هایی بلغز که من لغزیدم . دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن . همان طور که من انجام دادم … بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی...